تبليغاتX
مرا به سوی نور ببر ای یار دیرینه - یازدهمین نور
به سوی من بیا اگر با من می مانی

شمس عشق

آن زمان که دستهای گرم تو دستان من را لمس کرد

دوستت می دارم لبهای تو این خسته دل را لمس کرد

بوسه ی چشم خمار تو ز این مجنونِ دل

طاقت دل را ببرد و جان و دل تسلیم کرد

عاشق لبخند لبهای تو بود عاشق ترین

هر زمان خنده ز این لب رفت٬ آن دل ریش کرد

با منِ عاشق بخوان آواز این شوریدگی

آتش عشق تو روی سرخ دل را زرد کرد

خسته جان بودم در این دنیای تاریک و سیاه

آن زمان که شمس عشقت سرزمینم نور کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 12:53  توسط محمد باقر حقی |