تبليغاتX
مرا به سوی نور ببر ای یار دیرینه
به سوی من بیا اگر با من می مانی
سلام دوستای خوبم
چه جالب شده اتفاقات دنیا
دیروز نه پری روز بود سه تا از دوتامو که تازه مزدوج شدن رو ساقدوشی کردم
جالب
آره صبح دانشگاه یکی از دوستام بعد از ظهر فراز دوستم و بعد فراز با پسر خالم حامد که دو سه روزه نامزد کرده
یه روز خوب بود برام چون همشون به آرزوشون رسیدن حامد بعد کلی بلاها بالاخره یار زندگیشو پیدا کرد و رفت
فراز بعد آیسان (دوست 8 سال قبلش) الان با رویا به آرامش رسید
سومی بمونه برا بعد چون سکرت هست
دیروز هم شاد بودم هم غمگین
آخه منم دلم رو به یکی دادم اما هیچوقت ارزوم به حقیقت تبدیل نشد
بی خیال همه یه روز میمیرن و اونجاس که شاید بهش برسم
دیگه مثل قبل هم نیسم
نمی تونم با کسی به راحتی درد و دل کنم
کلاً بغض همیشه توی گلومه
دیروز به حامد پسرخالم گفتم که نباید بیشتر از ببینمش همچنین به فراز گفتم این آخرین باره که با شما دوتا می یام بیرون

می دونین حاظرم همه چیزم رو بدم تا برا همیشه پیشش باشم

دعا کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:11  توسط محمد باقر حقی | 
دیگه وقتش رسیده

وقت این که تنها بمونم

همه ی دوستام دارن یکی یکی جفت می شن

و وقتی جفت شدن با جفتا میپرن

آرمین یکی از دوستام حامد پسر خالم که دیروز نامزد کرد وحید که جشنم گرفت و رفت سر خونه زنگی خودش فراز که الان داره با loveش می گرده فرهاد که بعد ۸سال دوستی با یه دختری می خواد بعد سربازیش رسماْ نامزد کنه

دیگه کسی نمونده که باهاش حرف بزنم و درد و دل کنم

منم که به خاطر یه سوال کسی رو که دوست دارم رو دیگه نمی بینم تا ببینیم چه بلایی سرمون میاد

الان دیگه می خوام با خدا خلوت کنم

شاید یه روزی ما هم به مطلوب دلمون برسیم

شاید

شما هم برای من دعا کنید

          دلم گریان لبم پر از غم هجران

نمی دانند حال ما کسان خارج از میدان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 15:0  توسط محمد باقر حقی | 
چند روزیه که کلاْ دیونه شدم

 نمی دونم باید چی کار کنم

 فکر می کنم دیگه برای همیشه باید با خودم خلوت کنم

 شاید ...

شاید این جوری بهتر باشه

 هم برای خودم و هم برای دوستام

 دیگه از هیچ چیز و هیچ کس ترس ندارم

دیگه از اینکه تنها بمونم ترس ندارم

دیگه کلاْ دنیا برام بی مفهومه

الان کلاْ می خوام تو خوابه ابدی باشم شاید...

دعا کنید بیاد و آفتاب سرزمین تاریکم باشه دعا کنید این بار...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:49  توسط محمد باقر حقی |